شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

39

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

مفقود است و در فهارس اثرى از آن تاكنون ديده نشده است . مجموعا اندكى از اشعار وى ديده شده كه بعضى قوى و بعضى متوسط است و روىهم‌رفته مىتوان او را شاعرى متوسط دانست . در اينجا آنچه از اشعار را كه در منابع و فهارس به نام وى ديده‌ام براى شناخت مذاق مولانا آورده مىشود . بيت زير را اكثر تذكره‌هاى ديده شده ازو نقل كرده‌اند : آنان كه به جز قامت سروت نگرانند * گر راست بگويى همه كوته‌نظرانند نمونهء ديگر اشعار وى همانا تخميس وى از قصيدهء بردهء بوصيرى است به انضمام ابيات فارسى در ترجمهء آن ، كه مىتوان آن را متوسط دانست : يا أيّها المحتظي من لذّة الألم * يا أيّها المغتذي من ذلّة السقم ما بال طرفك طول الليل لم تنم * أ من تذكر جيران بذي سلم ترجمه اى بهره‌مند جان تو از لذت الم * وى يافته غذا دلت از ذلّت سقم چشمت شب دراز چرا نامده به هم * ياد سلام رفتهء سلمى بذى سلم نمونهء ديگر قطعه‌اى است عرفانى در شرح يكى از مقطعات سيد نعمة الله ولى كرمانى كه در نوع خود نمونه‌اى قوى است : كسى كز آينهء سينه زنگ بزدايد * درو هرآينه نقشى كه هست بنمايد بروز گنج نهانى به روز كشف و شهود * ز مفلسان دل و جانها به جلوه بزدايد ز بذل نقطه برآيد نهان ذات الف * همه حروف صفات از فروع بگشايد * * * گهى مهى بنمايد ز روزن ذرات * گهى به گل رخ خورشيد را بيندايد نقود گنج معانى علوى و سفلى * نهد دفينه در انسان به ملك بستاند كند به صورت آدم تجلّى ظاهر * مظاهر ملكى را سجود فرمايد وجود آدمى جام جهان‌نماى وى است * كه گاه باده در او گاه باد پيمايد